اسم واقعي: محمد بن محمد بن حسن توسي
تولد: 30 بهمن سال 580 هجري شمسي در توس در خراسان در ايران
مرگ: 6 خرداد سال 653 هجري شمسي در كاظمين (نزديك بغداد در عراق) در سن 73 سالگي.در حقيقت خواجه نصير الدين توسي در طول زندگي خود بنامهاي ديگري مثل محقق توسي، خواجه ي توسي و خواجه معروف بوده است.
خواجه در شرايط مستعدي پا به هستي نهاد. در آغاز تحصيل نزد دائى خود به علوم عقليه پرداخت. در اين زمان بود كه مغولها حمله ي سريع خود را به سمت غرب شروع كردند اما هنوز در ايران اتفاق خاصي نيفتاده بود.
در سال 593 هجري شمسي ، وقتي كه محمد بن محمد توسي 13 ساله بود راهي شهر نيشابور شدو نيشابود در 75 كيلومتري غرب توس است و آنزمان شهر علمي و معروفي بود. در نيشابور كتاب قانون بوعلي را شبها از استاد خود فريدالدين داماد قرض مي گرفت و مي خواند صبح ها آنرا به او پس مي داد تا استاد آنروز آنرا تدريس كند. اين روش مطالعه براي توسي بسيار مفيد بود چرا كه شوق مطالعه ي درسهايش يعني پزشكي، فيزيك و فلسفه را در او افزون مي كرد. اين پسر به همين استاد اكتفا نكرد و كتاب ديگر بوعلي يعني كتاب شفا را پيش يك استاد دانشگاهي ديگر بنام قطب الدين مصري ياد مي گرفت. روزي هم پدرش او را به خانقاه عطار در نيشابور (نزديك توس) مي برد تا رندي و درويشي را از عطار ياد بگيرد. (پاورقي 1) او رياضي و نجوم و موسيقي را از ابوالفتح موسي بن الفضل معروف به كمال الدين يونس موصلي ياد مي گيرد كه خود كمال الدين شاگرد شرف الدين توسي بود. اين استاد در مورد خواجه جمله اي مي گويد كه اهميت علمي دارد و آنرا در پي نوشت اين صفحه بخوانيد. محمد (خواجه نصير) در سالهاي جواني در مؤسسات علمي و ديني موجود در اصفهان، قم، ري و بغداد درس مي خواند و دوره هايي را مي گذراند. جالبتر از همه اينست كه دانشجويان ايران قديم حتا در دوران اسلامي موسيقي ياد مي گرفتند و با اين هنر بصورت علمي آشنا مي شدند. مقايسه كنيد با درسهاي حالاي دانشگاهها.او در جايي به شوق خود به علم اقرار مي كند و مي نويسد:
لذات دنيوي همه هيچ است پيش ِمن
در خاطر از تغيير ِآن هيچ ترس نيست
روز ِتنعم و شب ِعيش و طرب، مرا
غير از شب ِمطالعه و روز ِدرس نيست
حدود سال 599 هجري شمسي، خواجه در عراق كه بخشي از ايران بود مشغول علم آموزي بود كه ايران مورد هجوم قوم لشگر چنگيزخان مغول قرار گرفت. خواجه از اين موضوع بي خبر بود تا موقعي كه به سرزمين مادري بازگشت و توسط محتشم قهستان، حاكم ولايت قهستان، فراخوانده شد و عملا زنداني مؤدب و مورد احترام حاكم شد و تا هجوم بعدي قوم مغول، توسط هلاكوخان مغول، در خدمت خاندان اسماعيلي بود. در اين مدت او مقالات متعددي نوشت و همچنين يكي از مهمترين كتابهايش را بنام ”اخلاق ناصري“ در سال 611 هجري شمسي نوشت. با حمله ي بعدي، خواجه به خدمت هلاكو واداشته شد. او با هلاكو همراه شد و در بهمن سال 637 هجري شمسي بغداد را از دست خلفاي عباسي نجات داد. در آن زمان المعتصم خليفه ي بغداد بود. او از لحاظ نظامي بسيار ضعيف بود و بهمراه 300 سپاهيش بزرودي شكست خورد و بغداد بدون خونريزي بدست هلاكو افتاد. چون خواجه روحيه ي وزيري نداشت و هلاكو از فتح بغداد بسيار راضي بود بنابراين از هلاكو درخواست كرد تا مناسب علمي به او اعطا كند. هلاكو هم وبيتكچي را وزير خود اعلام كرد و به خواجه به ديد مشاور نگاه مي كرد. انها مراغه را در آذربايجان ايران بعنوان پايتخت انتخاب كردند.
نكته ي مهم زندگيش ?حسن استفاده از واقعيتها? است بگونه اي كه براي پيشبرد فيزيك، اخترشناسي و رياضي در ايران آنچنان انعطاف و نرمشي از خود نشان داده كه اعجاب انگيز است. از خرافات مغول تا فنون دقيق رياضي را براي پيشبرد علم ايران بكار برده است. بگذاريد توضيح دهم:
هلاكو قصد داشت تمام كتابها و آثار علمي را آتش بزند و علماء را از بين ببرد. لذا خواجه متوجه شد كه مغولها به پيشگويي از روي ستارگان بسيار علاقمندند. اين بهترين نقطه ضعف بود و خواجه با اين ادعا كه مي تواند طالع لشگريان مغول را پيشگويي كند توانستبه هلاكو نزديك شود و از تلف شدن آن همه كتابهاى ارزشمند و نفيس جلوگيرى نمايد. او تنها در يك كتابخانه بيش از 400 هزار جلد كتاب نگهدارى مىكرد. مقايسه كنيد با كتابخانه هاي امروز دانشگاههاي دنيا. همچنين در اثر اين تقرب، بسيارى از اهل علم و ادب را از مرگ حتمى نجات داد.
يكى از فوايد ديگر نزديك شدن به هلاكو اين بود در آن چند سالى كه محقق طوسى قدرت داشت بعنوان يك فقيه حدود شرعيه را جارى و نماز جمعه را برپا نمود.
سپس هلاكو را راضي كرد كه براي تعيين طالع بيني دقيق تر بودجه اي به او بدهد! و هلاكو بودجه ي كلاني در اختيار خواجه گذاشت و خواجه با آن پول، در سال 638 هجري شمسي، اولين مركز تحقيقات فيزيك تجربي و اختر شناسي دنيا را در مراغه تحت نام رصدخانه ى مراغه برپا كرد. رصدخانه ظرف سه سال ساخته شد و در سال 641 هجري شمسي فعاليت خود را آغاز كرد. در كار ساختن اين رصدخانه چينيان به ايرانيان كمك كردند. اما ابتكارات يگانه اي هم خواجه در آن بكار برد. مثلا ساختن يك ديوار 4 متري به قوس 90 درجه در ارتفاع و 90 درجه در پهنا كه براي اولين بار بود ساخته مي شد. سپس خواجه بعنوان رئيس مركز دستور داد تا نسخه هاي تميزي از كتابهاي كتابخانه هاي الموت، بغداد، الجزيره، دمشق، موصل و خراسان خريداري و به مركز تحقيقات مراغه منتقل شد.
اعضاي هيأت علمي مركز تحقيقاتي رصدخانه ي مراغه:
1- مؤيد الدين عرضي، فرزند برمك فرزند مبارك عرضي دمشقي - مهندس و متخصص در علم هندسه و ساختن الات رصد، از اقران
2- نجم الدين علي، فرزند عمر فرزند علي كابتي -از علماي شافعيه
3- فخر الدين اخلاطي - مهندس و معمار و متبحر در علوم رياضي، از تفليس
4- فخرالدين مراغه اي - پزشك و رياضيدان، از موصل
5- نجم الدين كاتب بغدادي، از صور
6- محي الدين مغربي، مهندس و رياضيدان
7- قطب الدين شيرازي، بعنوان شاگرد خواجه
8- حسام الدين شامي
9- نجم الدين اسطرلابي
10- سيد ركن الدين استرابادي
11- ابن الفوطي كمال الدين عبدالرزاق شيباني بغدادي
12- صدرالدين علي، فرزند خواجه
13- اصيل الدين حسن، فرزند خواجه
14- فو من جي دانشمند چيني
15- ابوالفرج بارهيراوس - شخصيت ممتاز مذهبي مسيحي
وقتي هلاكو نامهاي پيشنهادي خواجه را ديد توضيحاتي خواست كه خواجه علت انتخابهايش را گفت و اشاره كرد كه ما نبايد به كيش و قوم فرقه و محل تولد اهميت بدهيم و آنها پذيرفتند و شايد اين اولين جرقه هاي عملكرد دانشگاههاي كنوني غربيست كه از تمام دنيا و هر مذهبي دانشمند استخدام مي كنند. هلاكو پس اينكه عقايد خواجه راشنيد به او گفت شما برويد و هر كاري كه صلاح مي دانيد بكنيد و خراجتان را از ما بگيريد.
اساسنامه ي مركز تحقيقات رصدخانه ي مراغه:
1- ايجاد دانشكده هاي نجوم، زيج و تأسيس كارگاههاي توليد ابزار رصد و تأسيس مركز تحقيقات اخترشناسي در اين دانشكده.
2- ايجاد مركز ترجمه ي كتابهاي وابسته به ستاره شناسي و هندسه و رياضي.
3- تدريس دوره هاي لازم به پژوهشگران و علماي همكار براي ايجاد روشي واحد و علمي در تحقيق
4- نوشتن نتايج جديد در مجلات براي انتقال سريع علم جديد به ديگران.توجه كنيد كه اين بنياد علمي هشتصد سال پيش تأسيس شد. قبل از اينكه حتا يك دانشگاه به اين شكل نو در دنيا باشد. اين مركز علمي سالها اساس ترين و دقيقترين داده هاي مورد نياز دانشمندان چين و ساير ممالك اسلامي و غربي را تعيين مي كرد و به داده هاي آن اعتماد بسيار زيادي بود.
او براي اعضاي هيأت علمي خود اين حقوق ها را تعيين كرد:
فلاسفه و رياضيدانان روزي سه درهم
پزشكان روزي دو درهم
فقها روزي يك درهم
محدثين روزي نيم درهم
و بدين ترتيب رصدخانه پا گرفت و نتيج علمي آن منتشر شدو به جهان غرب راه يافت.كپرنيك در سالهاي 1501 تا 1503 مشغول به مطالعه ي مقالات و تزهاي مكتب مراغه و يادداشتهاي خواجه نصير الدين طوسي بوده و نظراتش نيز نزديك به اين مكتب است. نصيرالدين مدل ديگري براي حركت ماه كه بطور قطع با مدل بطلميوسي مخالف است را طراحي كرده است. اين مدل منظومه ي زمين مركزي بطلميوس را از بين مي برد. او اين كار را با طراحي مدلي كه در آن منحصرا هشت جسم كروي دوار روي مدارهايي منفرد بدور خورشيد انجام مي دهد و مي تواند بي نظميهاي مداري ماه را با اين مدل توجيه كند. با اين كار نصير توانست براي اولين بار در تاريخ ستاره شناسي مدلي با استدلال خود ابداع كند كه از كتاب مقدس استخراج نشده باشد و او در واقع 250 سال قبل از كپرنيك اينكار را انجام داده بود. اگر همانند خواجه عزم و اراده ي ملي براي پيشرفت علم ايراني داشته باشيم و نيز شرايط پيشرفت را مهيا كنيم و تنگ نظريها را دور بيفكنيم و تشويق به كار مداوم و دوري از تنبلي كنيم دوباره مي توانيم همانند ژاپن جزو سردمداران علمي و اخلاقي دنيا باشيم.
آموزش فیسبوک
-
در این مطلب کتاب رو برای آموزش کامل کار با سایت فیسبوک برای شما قرار دادم
که در ادامه ی مطلب میتوانید دانلود کنید.
همونطور که در این کتاب خواهید دید کار با...
۱۲ سال قبل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر